سليم بن قيس الهلالي الكوفي ( مترجم : اسماعيل انصارى زنجانى )

396

كتاب سليم بن قيس الهلالي ( اسرار آل محمد ع ) ( فارسي )

گفتم : از كجا مىشناسى در حالى كه پيامبر صلى اللَّه عليه و آله پنهانى آنها را به حذيفه معرفى كرد ؟ ابو ذر گفت : در آن بلندى كوه ، عمّار افسار شتر آن حضرت را بر دوش مىكشيد و حذيفه از پشت سر شتر را راهنمايى مىكرد . حضرت به حذيفه دستور كتمان داد ولى به عمار چنين دستورى نداد . گفتم : آنان را برايم معرّفى مىكنى ؟ گفت : پنج نفر اصحاب صحيفه و پنج نفر اصحاب شورى و عمرو عاص و معاويه « 3 » . عمار و حذيفه در فتنهء سقيفه ( 1 ) گفتم : اصلحك اللَّه ، چگونه عمّار و حذيفه وقتى آن دو را بعد از پيامبر صلى اللَّه عليه و آله ديدند باز هم در تصميم خود مردّد شدند . ابو ذر گفت : عمّار و حذيفه بعدها اظهار توبه و پشيمانى كردند . ولى ( در سقيفه ) گوسالهء آنان ( ابو بكر ) براى خود مقامى ادعا كرد ، و سامرى آنان ( عمر ) و سه نفر همراهشان ( سالم و ابو عبيدة و معاذ ) شهادت دادند كه از پيامبر صلى اللَّه عليه و آله شنيدهاند كه آن مطلب را فرموده است « 4 » . عمّار و حذيفه هم با خود گفتند : شايد اين مسألهاى است كه بعد از مسألهء اوّلى ( يعنى خلافت امير المؤمنين عليه السّلام ) بوقوع پيوسته و لذا آن دو هم مانند ديگران به شك افتادند . ولى توبه كردند و متوجه شدند و تسليم آن حضرت گرديدند . سؤال سليم از عمار و حذيفه در بارهء فتنهء سقيفه ( 2 ) سليم بن قيس مىگويد : در زمان خلافت عثمان بعد از وفات ابو ذر با عمّار ملاقات كردم و گفتهء ابو ذر را به او خبر دادم . عمّار گفت : برادرم ابو ذر راست گفته است . او نيك‌تر

--> ( 3 ) در نتيجه اين دوازده نفر عبارت مىشوند از : ابو بكر ، عمر ، ابو عبيدهء جراح ، معاذ بن جبل ، سالم مولى ابى حذيفة ، عثمان ، عبد الرحمن بن عوف ، سعد بن ابى وقاص ، طلحه ، زبير ، معاويه ، عمرو عاص . به پاورقى 38 از حديث 4 مراجعه شود . ( 4 ) اشاره به همان حديث جعلى ابو بكر است كه « خداوند براى ما اهل بيت نبوت و خلافت را جمع نمىكند » !